منوی اصلی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


درباره نویسنده

یکى از رمزهاى بزرگ حدیث کساء، معرفى جایگاه والاى ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است. در بخشى از حـدیـث، زمـانى که جبرئیل امین از خداوند متعال مى‌پرسد این پنج نفرى که این همه فضائل دارند و آسمان‌ها و زمین و همه‌ى موجودات به برکت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه کسانى هستند؟ خداوند پاسخ مى‌دهد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»: «آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند». این عبارت نشان دهنده‌ى جایگاه والا و شناخته شده‌ى حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آسمان‌ها و در میان فرشتگان الهى است. یعنى با وجود مبارک پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله )، حضرت علــى(علیه السلام)، امـام حـسـن(علیه السلام) و امـام حــســیــن(علیه السلام)، وجـود مبـارک حضـرت زهـرا (سلام الله علیها) محور اصحاب کساء معرفى شده‌اند که آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در آن‌هاست به طفیل وجود مبارک آن‌ها خلق شده است. این معنا در دیگر احادیث معصومان(علیهم السلام) نیز وجود دارد. در حدیثى قدسى، خداوند تبارک و تعالى، خطاب به پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) مى‌فرماید: «لولاک لما خلقت الاْءفلاک و لولا على لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما»: «اگر براى تو نبود، افلاک را خلق نمى‌کردم و اگر براى على(علیه السلام) نبود، تو را خلق نمى‌کردم و اگر براى فاطمه (سلام الله علیها) نبود، شـما را خلق نمى‌کردم». این حدیث، نشان از نقش مـحورى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در عالم هستى دارد.

مطالب پیشین
آرشیو مطالب

در پی اختلالی که برای پرشین بلاگ ایجاد شد ،پست ها ویادداشت های سال قبل و سال قبل ترش از بین رفت:/





Is there something I should know?
Something you wont tell me,
I can see it in your eyes
There's nothing left for you to hide...

Is there somewhere we can go?
Somewhere that we could speak
If there was time, could you still find piece of mine, some kind of love...

But if you stay,
I know I throw it all away
And if you go,
I know I find my way back home...

You say i give it all away
Leave nothing to imagination
Where still i know
Although i know you don't want everything my love...

But if you stay,
I know I throw it all away
And if you go,
I know I find my way back home...

Stay... stay...

این یه ترانه ی غیر وطنی خیلی دوست داشتنی والبته تلخه.

اولاش می‌گه چیزی هست که من باید بدونم؟ از چشات معلومه می‌خوای یه چیزی بگی... بعد می‌گه کاش یه جایی بود که می‌تونستیم بریم حرف بزنیم و اگه وقت می‌شد نشونه های عشقُ توی وجودم پیدا کنی (ولی نمی‌تونیم. این نمی‌تونیم هم توی اون could نهفته ست)

بعد می‌گه :اگه بمونی، من اونُ دور می‌ریزم...
چیُ دور می‌ریزه؟
حرفا و درد و دلایی رو که شنیده.


یعنی اگه بعدش بمونی، بعدا" به روت نمیارم که چیا بهم گفتی و چه چیزایی ازت می‌دونم.
اگر هم بری، راهمُ می‌گیرم می‌رم خونه‌م (حس جمله‌بندیش یه جوریه انگار می‌خواد بگه می‌رم گورمُ گم می‌کنم... یا این که اگه خواستی بری، دیگه نمی‌خواد نگران بعدش باشی، یه جوری راه خونه مُ پیدا می‌کنم...)
نرگس می گفت :یه غمی داره این جمله ی دومش، انگار سرشُ انداخته باشه پایین و آروم آروم گوشه ی خیابونُ بگیره و بره..

. گاهی ته آرزوی ما آدما این میشه که به جای سوال تراشیدن برای جوابهایی که تو ذهنمونه ،جواب سوالامونو بگیریم . حتی اگه با دونستن حقیقت غمگین تر بشیم لااقل بعدش یه جوری راه خونمونو پیدا می کنیم.





http://s9.picofile.com/file/8300439618/photo_2017_07_13_19_31_21.jpg

جمعه های نقره ای وشنبه های صورتی

ما تموم روزهای هفته مونو عاشقیم

مشکی یا سفیدِ روسریت چه فرقی می کنه؟

ما با کل رنگای جهانمون موافقیم

 

گلونی،منا،لچک،شالهای ترکمن

روسری چار فصل دختران آذری

دامن بلند دخترای گیلکُ ببین

رقص بادُ دور چادر زنای بندری

 

شعر کامل را می تونید در کانال دخترونه حرم امام رضا علیه السلام یا کانال حرم مطهر با صدای گوینده ی خوب رادیو آقای علی ذکریایی بشنوید

@dokhtar_razavi





در پی حملات تروریستی داعش به تهران، نماهنگ «از گریه پاریس تا آرامش تهران» توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شد.

شعر این اثر را سیده نرگس میرفیضی، زینب احمدی و فائزه زرافشان سروده‌اند و «امید رهبران» تنظیم و ساخت ملودی این کار را برعهده داشته است.

نماهنگ 4 دقیقه‌ای «از گریه پاریس تا آرامش تهران» که دارای تم حماسی است توسط مدرسه سینمایی عمار تولید شده و  دارای یک فضای اعتراضی است و نوعی به مقایسه وضعیت و شرایط تهران با کشورهای دیگر ازجمله کشورهای اروپایی پرداخته است.

بخش هایی از این نماهنگ از رسانه ی ملی نیز پخش شد.

 

نماهنگ «از گریه پاریس تا آرامش تهران» منتشر شد

 

 شعر این اثر به شرح زیر است:

 

از سوریه تا سامرا از قدس تا لبنان

از گریه پاریس تا آرامش تهران

دنیا پس از هر حادثه درگیر آشوب است

اما ببین آرامش ما را پس از طوفان!

 

وقتی حقیقت پشت ابر مکر پنهان گشت

غریدن رعد شجاعت عار خواهد شد

خوش باوران گرگی که رفته در لباس میش

با دیدن لبخندهاتان هار خواهد شد

 

چشمان شیطان را ببین چون کاسه خون است

آکنده است از فتنه ها لبریز نیرنگ است

در رقص شمشیر شیاطین فاش می بینم

هرکس بترسد عاقبت پاداش او جنگ است

 

افراط یعنی گرگ ها را مهربان دیدن

آری خشونت با حماقت زنده می ماند

تیغ خوارج تیز از جهل ابوموسی است

وقتی که فرق یار و دشمن را نمی داند

 

ای قاتلان از مردم دنیا چه می خواهید

ما آرشیم از سرزمین ما چه می خواهید

مرگ است تقدیر حباب پوچ و سرگردان

در آستان حضرت دریا چه می خواهید

 

ایران من زخم تو را با اشک می بندم

سازش نکن با ابرها و آفتابی باش

سر خم نکن تا جمعه موعود ایرانم

تو انقلابی بوده ای پس انقلابی باش





پر می زند اطراف تو ،بالای سر عشق

میراث بر غیرت سقا،پسر عشق

ماه سر نیزه ست ببینید سرش را

حالاست که افتاده به قلبش نظر عشق

جلد حرم حضرت زینب شده هرچند

پرواز نیاموخته با بال وپر عشق

آمد بزند تیر به چشمان مسلح

تا هرزه نگاهی نرود دور وبر عشق

عشاق!کجایید ببینید که معشوق

در شهر دمشق است و دعواست سر عشق

اینها همگی خط شکن کرب وبلایند

منزلگه بعدیست حرم در سفر عشق

یک قافله سر می دهد اینجا که مبادا

دستان یزیدی برود سمت در عشق

چون خون جگر می طلبد جنگ نیاید

هرکس که در این راه ندارد جگر عشق

زیبایی این قصه به آن غیرت والاست

جز عشق چه دیده دل زیبانگر عشق؟

شوریست در این مزرعه باید که بچینیم

از این همه  معشوقه ی بی سر ثمر عشق

این بوم پر از نقش گل سرخ وسپید است

امضا شده با خون شهیدان اثر عشق

 

بداهه سرایی جمعی از دختران شعر انقلاب( شهرستان ادب):

به ترتیب الفبا:

زینب احمدی

ملیحه شجاعی

مرضیه شهیدی

سارا میرشکار

عفت نظری





شهدای مدافع حرمش   , شعر شهدای مدافع حرم   , شعر شهید مدافع حرم   , شهدای مبارزه با داعش  

سیستمم را یک ویروس باج گیر بهم ریخته.همه ی عکس ها و نوشته هاو همه ی خاطره ها را گروگان گرفته تا به حسابش پول بریزم:)

من هم به کسی باج نمی دهم!متفکر

 

همه ش ارزانی خودت:)

 آدم خاطره پردازی هستم.کشوی کمدم پر از جزوه های دانشگاه است سیستم رایانه م پر از عکس و فیلم و نوشته وخاطرات دانشجویی ست.نمی توانم ورود از یک مرحله ی زندگی به مرحله ی دیگر را راحت بپذیرم.شمع های تولدم را غمگین فوت می کنم.با دانشگاه دیرتر از همه تسویه می کنم.همه چیزهایی که دوست دارم را با جزئیاتش به خاطر می آورم و و و

با این وجود خیلی از عادت هایی که ترکش موجب مرض است را ترک کردم و مریض نشدم.تمرین کردم که در اتاق عمل از دست راستم استفاده کنم چون همه چیز برای راست دست ها ساخته شده و الان نیمه دست چپم!

شان چشم راست را با دست راست می چسبانم شان چشم چپ را با دست چپ.توپ بسکتبال را با دست راست پرتاب می کنم و قلم را با دست چپ می گیرم موس را با دست راست:)

خلاصه اینکه ویروس عزیزم!خیلی مچکرم.دمت گرم.همه اش مال خودت.برای چی به اینها نگاه کنم و حسرت روزهای گذشته را بخورم.بعد از تعمیر سیستمم باز هم بهم سربزن و عکسهایی که هیج جا ندارمش وخاطراتی که مثل برق وباد گذشت بردار وببر..

هرچند نسخه ی اصلیش توی ذهن من است و نمی توانی آن را  گرو برداری!





مطالب قدیمی تر »