منوی اصلی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


درباره نویسنده

یکى از رمزهاى بزرگ حدیث کساء، معرفى جایگاه والاى ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است. در بخشى از حـدیـث، زمـانى که جبرئیل امین از خداوند متعال مى‌پرسد این پنج نفرى که این همه فضائل دارند و آسمان‌ها و زمین و همه‌ى موجودات به برکت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه کسانى هستند؟ خداوند پاسخ مى‌دهد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»: «آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند». این عبارت نشان دهنده‌ى جایگاه والا و شناخته شده‌ى حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آسمان‌ها و در میان فرشتگان الهى است. یعنى با وجود مبارک پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله )، حضرت علــى(علیه السلام)، امـام حـسـن(علیه السلام) و امـام حــســیــن(علیه السلام)، وجـود مبـارک حضـرت زهـرا (سلام الله علیها) محور اصحاب کساء معرفى شده‌اند که آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در آن‌هاست به طفیل وجود مبارک آن‌ها خلق شده است. این معنا در دیگر احادیث معصومان(علیهم السلام) نیز وجود دارد. در حدیثى قدسى، خداوند تبارک و تعالى، خطاب به پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) مى‌فرماید: «لولاک لما خلقت الاْءفلاک و لولا على لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما»: «اگر براى تو نبود، افلاک را خلق نمى‌کردم و اگر براى على(علیه السلام) نبود، تو را خلق نمى‌کردم و اگر براى فاطمه (سلام الله علیها) نبود، شـما را خلق نمى‌کردم». این حدیث، نشان از نقش مـحورى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در عالم هستى دارد.

مطالب پیشین
آرشیو مطالب

ماه بالای سر آبادی

اهل آبادی در خواب

روی این مهتابی خشت غربت را می بویم

داشتم شعرای سهراب را می خوندم و به این فکر می کردم که پشت ذهن سهراب چی می گذره؟

توی ذهن آدمها را شاید گاهی بشه دید ولی پشت ذهنشان را نه.مثل وقتهایی که در یک دادگاه همه راست می گویند اما حقیقت پنهان می ماند.من دوست داشتم پشت ذهن سهراب را ببینم و بفهمم سهراب چرا احساس غربت می کند.

ته تهش به نتیجه ی مبرهنی رسیدم.چون انگار از همون توی ذهنش معلوم بود که پشت ذهنش چی می گذره.شایدم برداشت من این شکلیه:

در شهری که هیچکس ماه را نمی فهمد شاعری که حضور ماه را درک کرده شبیه کسی است که بین زنده ها روح یک مرده را می بیند ولی چون از توضیح این فهم برای بقیه عاجز است غریب می شود،غریب می ماند.

الهی! ارحم فی هذه الدنیا غربتی . . .





چی میخوای مسلم؟

-دلتنگ حمله ام.

مسلم دلش را تو مشت حسین(ع)گذاشت و رفت کوفه،دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه.تو اگر مسلمی ،چرا تسلیم نیستی؟اگر دلداری چرا بیدل نیستی؟

-دلم گرفته مرتضی.این همه چراغ تو این شهر هیچ کدوم چشمامو روشن نمی کنه.این همه چشم توی این شهر،مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه.مرتضی اینجا همه می دون که زنده بمونن.هیچ کس نمی دوه که زندگی کنه.

این شهر همش شده زمین...دیگه آسمونی نداره این شهر.من دلم آسمون می خواد مرتضی...آسمون.

وقتی دلت آسمون داشته باشه چه تو چاه تو کنعان باشی چه تو زندان هارون آسمون آبی بالای سرته.

-آخه از کجا این آسمونو پیدا کنم مرتضی؟

فقط چشماتو باز کن،آسمون چشمای صاحبت رو بالای سرت ببین.زمین وآسمون از چشمای اون نور می گیرن پسر...چشماتو رو خودت ببند مسلم.ببند

 

دیالوگ فیلم "خداحافظ رفیق"





دو "تک درخت"

  چهار "تک درخت"

      ...هزار "تک درخت"

و این یعنی

شلوغی جنگل پر از تنهایی" تک درخت ها"ست

 





هوا که برفی باشد

عمیق نفس کشیدن تو

گم می شود بین "ها" کردن از سر ذوق آدمها

و آن وقت گوشه ی تنهایی دلت

تو می مانی

و یک فنجان چای اشکــــ پهلو ...





فرزندان انقلابى‌ام،
اى کسانى که لحظه‌اى حاضر نیستید از غرور مقدستان دست بردارید،
مى‌دانم که به شما سخت مى‌گذرد،
ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‌گذرد؟
مى‌دانم که شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست،
مگر براى این خادمتان این‌گونه نیست؟
ولى تحمل کنید که خدا با صابران است.
بغض و کینه انقلابى‌تان را در سینه‌ها نگه دارید،
با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزى از آن شماست.

بخشی از پیام امام خمینی(ره)به مناسبت پذیرش قطعنامه 598


پ.ن:فرات شهادت می دهد گاهی برای شکستن تحریم ها باید به دل دشمن زد.

+و تو ای آنکه در سال 61 هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون،در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه ی بشریت پا به سیاره ی زمین نهاده ای،نومید نشو که تو را نیز عاشورایی ست و کربلایی که تشنه ی خون توست...(شهید مرتضی آوینی)










کد آهنگ