منوی اصلی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


درباره نویسنده

یکى از رمزهاى بزرگ حدیث کساء، معرفى جایگاه والاى ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است. در بخشى از حـدیـث، زمـانى که جبرئیل امین از خداوند متعال مى‌پرسد این پنج نفرى که این همه فضائل دارند و آسمان‌ها و زمین و همه‌ى موجودات به برکت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه کسانى هستند؟ خداوند پاسخ مى‌دهد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»: «آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند». این عبارت نشان دهنده‌ى جایگاه والا و شناخته شده‌ى حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آسمان‌ها و در میان فرشتگان الهى است. یعنى با وجود مبارک پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله )، حضرت علــى(علیه السلام)، امـام حـسـن(علیه السلام) و امـام حــســیــن(علیه السلام)، وجـود مبـارک حضـرت زهـرا (سلام الله علیها) محور اصحاب کساء معرفى شده‌اند که آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در آن‌هاست به طفیل وجود مبارک آن‌ها خلق شده است. این معنا در دیگر احادیث معصومان(علیهم السلام) نیز وجود دارد. در حدیثى قدسى، خداوند تبارک و تعالى، خطاب به پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) مى‌فرماید: «لولاک لما خلقت الاْءفلاک و لولا على لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما»: «اگر براى تو نبود، افلاک را خلق نمى‌کردم و اگر براى على(علیه السلام) نبود، تو را خلق نمى‌کردم و اگر براى فاطمه (سلام الله علیها) نبود، شـما را خلق نمى‌کردم». این حدیث، نشان از نقش مـحورى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در عالم هستى دارد.

مطالب پیشین
آرشیو مطالب

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:

 

«ما مِن عَمَلٍ بَعدَ مَعرِفَةِ اللّهِ جَلَّ و عَزَّ و مَعرِفَةِ رَسولِهِ أفضَلَ مِن بُغضِ الدُّنیا»

 

[1] ؛ بعد از شناخت خداوند و شناخت پیامبر او، هیچ کارى برتر از بیزارى از دنیا نیست.

 

سوالی که همواره در بحثهای اینچنینی مطرح می شود سوال از چیستی این دنیاست؟ پاسخ نادرست به این سوال سبب می شود تا برخی گمان کنند که اسلام دستور به رهبانیت و ترک دنیا می دهد و حال اینکه یکی از اصول برنامه های اسلام، نفی پدیده کناره گیری از مردم و ترک دنیاست. امام صادق علیه السلام در روایتی با تعبیر « وَ لَا رَهْبَانِیَّةَ وَ لَا سِیَاحَةَ»[2]، ساحت مقدس اسلام را از گوشه گیری و صحرا نشینی (از مردم کناره گرفتن) مبرا دانسته است.

 

با مراجعه به قرآن و روایات به این نتیجه می رسیم که منظور از این دنیایی که بیزاری و ترک آن از برترین عبادتهاست دنیایی است که در مسیر آبادانی آخرت نباشد. این دنیا همان داشتنی هایی است که سبب غفلت و دوری از خدا می شود.[3] بنابر این مبنا و اصل مهم ، معنای روایت هایی که در نکوهش دنیا به ما رسیده بهتر روشن می شود.

 

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: « ... فَقالَ الأَنبِیاء وَالعُلَماء بَعدَ مَعرِفَةِ ذلِکَ: حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطیئَة»[4] برای همین است که پیغمبران و دانشمندان گفته‏اند: دنیادوستى، منشأ هر گناهى است.

 

 

 

اقسام دنیا

 

حضرت سجاد علیه السلام فرمودند: دنیا دو نوع است:

 

«الدُّنیا دُنیاءانِ: دُنیا بَلاغٍ ودُنیا مَلعونَةٍ»[5] ؛ دنیا دو گونه است: دنیاى در حدّ کفاف[6] و دنیاى لعنت شده.

 

توضیح:

 

از تقابلی که بین این دو دنیا افتاده است به دست می آید که مراد از دنیای لعنت شده (دور از رحمت خداوند) دنیایی است که بیش از حد کفاف و نیاز انسان باشد. این دنیا چون ملعون و به دور از رحمت خداست نمی تواند مایه سعادت و آبادانی آخرت انسان نیز شود و این همان دنیای مذمومی است که در روایات به بدی از آن یاد شده است.

 

با مراجعه به قرآن و روایات به این نتیجه می رسیم که منظور از این دنیایی که بیزاری و ترک آن از برترین عبادتهاست دنیایی است که در مسیر آبادانی آخرت نباشد. این دنیا همان داشتنی هایی است که سبب غفلت و دوری از خدا می شود

 

در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:

 

«إنَّ ما قَلَّ و کَفى خَیرٌ مِمّا کَثُرَ و ألهى. اللّهُمَّ ارزُق مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ الکَفافَ»[7]؛ بی تردید دارایی کمتر و کافی بهتر از دارایی افزون بر نیازی است که سبب غفلت و روی گرداندن از خداست. آنگاه حضرت چنین دعا کرد: خداوندا! محمد و آل محمد را به مقدار رفع نیاز روزی بفرما!

 

ثروت

سندی بر بی ارزشی ثروت دنیا

 

امام زین العابدین علیه السلام در روایتی، سندی بر بی ارزشی مال دنیا (مالی که در راه آبادانی آخرت صرف نمی شود) ارائه می کند و در آن با بیان نکته ای دقیق و مهم خاطر مومنین فقیر را تسلّی می بخشد؛ مومنینی که ثروت انبوه را در دست افراد بی ایمان می بینند و آن را فضیلتی برای ایشان نسبت به خود می پندارند.

 

امام علیه السلام فرمود:

 

«مِن هَوانِ الدُّنیا عَلَى اللّهِ تَعالى أنَّ یَحیَى بنَ زَکَرِیّا علیه‏السلام اهدِیَ رَأسُهُ [إلى‏]  بَغِیٍّ فی طَستٍ مِن ذَهَبٍ، فیهِ تَسلِیَةٌ لِحُرٍّ فاضِلٍ یَرَى النّاقِصَ الدَّنِیَّ یَظفُرُ مِنَ الدُّنیا بِالحَظِّ السَّنِیِّ، کَما أصابَت تِلکَ الفاجِرَةُ تِلکَ الهَدِیَّةَ العَظیمَة»[8] ؛ از نشانه‏هاى بى‏ ارزشى دنیا در نزد خداوند متعال این است که سر یحیى بن زکریّا علیه‏السلام در تشتى از طلا به یک روسپى پیشکش شد و این خود مایه تسلّى خاطر هر آزاده با فضیلتى است که مى‏بیند یک فرد بى‏کمال پست، از دنیا به بهره وافر مى‏رسد؛ چنان که آن روسپى به‏آن پیشکش گرانسنگ دست یافت.

 

چگونه به این دنیای بیش از مقدار نیاز، بی رغبت شویم؟

 

در پاسخ به این پرسش دو راهکار را می توان از روایات ارائه کرد:

 

راهکار اول: توجه به روایاتی مانند روایات بالا که دنیا را به ملعون و مبغوض و مانند آن توصیف می کنند و بعد تفکر در این معنا که چرا من خود را درگیر و آلوده به چیزی کنم که دین آن را ملعون و مبغوض خوانده است؟

 

از تقابلی که بین این دو دنیا افتاده است به دست می آید که مراد از دنیای لعنت شده (دور از رحمت خداوند) دنیایی است که بیش از حد کفاف و نیاز انسان باشد. این دنیا چون ملعون و به دور از رحمت خداست نمی تواند مایه سعادت و آبادانی آخرت انسان نیز شود و این همان دنیای مذمومی است که در روایات به بدی از آن یاد شده است

 

راهکار دوم: این راهکار را امام زین العابدین علیه السلام در ضمن روایتی چنین بیان می فرماید:

 

«إنَّ عَلامَةَ الزّاهِدینَ فِی الدُّنیَا الرّاغِبینَ فِی الآخِرَةِ: تَرکُهُم کُلَّ خَلیطٍ وخَلیلٍ و رَفضُهُم کُلَّ صاحِبٍ لا یُریدُ ما یُریدونَ. ألا و إنَّ العامِلَ لِثَوابِ الآخِرَةِ هُوَ الزّاهِدُ فی عاجِلِ زَهرَةِ الدُّنیا»[9]؛ نشانه دنیاگریزان آخرت‏گراى، ترک هر معاشر و دوستى و طرد هر هم ‏صحبتى است که خواسته‏اش با خواسته آنان، یکى نیست. آگاه باشید! آن که براى پاداش و آخرت کار کند به زیب و زیور نقد دنیا، بى‏رغبت است.

 

بنابراین روایت می توان با به کار بستن دستورالعمل زیر به دنیای مذموم (بیش از حد نیاز) بی رغبت شد و به آخرت شوق پیدا کرد:

 

1. ترک هر کسی که برای دنیای زیادتر از نیازش در تلاش است و شوقی به تلاش برای آخرت ندارد.

 

2. کار کردن در دنیا برای رسیدن به پاداش آخرت که این کار سبب شوق به آخرت و بی میل شدن به دنیای اضافه می شود.

 

امام زین العابدین علیه السلام وقتی هم که به مناجات با پرودگار مشغول می شود از خدا درخواست می کند تا ساحت قلب نورانی اش را از هر آنچه که مانع یاد و عبادت خداست پاک سازد و به این ترتیب به ما می آموزد که علاوه بر تلاش عملی از خدا نیز چنین بخواهیم:

 

« ... وَ انزِع مِن قَلبی حُبَّ دُنیا دَنِیَّةٍ تَنهى عَمّا عِندَکَ و تَصُدُّ عَنِ ابتِغاءِ الوَسیلَةِ إلَیکَ و تَذهَلُ عَنِ التَّقَرُّبِ مِنکَ[10]؛ دوستىِ دنیاى دون را از دلم بَر کن که از [دستیابى به‏] آنچه نزد توست، باز مى‏دارد و از جستن وسیله رسیدن به تو مانع مى‏شود و از نزدیک شدن به تو غافل مى‏سازد.

 

 

 

پی نوشت:

 

1.       الکافی: ج 2 ص 130.

 

2.       همان، ص 17.

 

3.       برای نمونه به آیه 20 سوره حدید و تفسیر آن مراجعه کنید.

 

4.       الکافی: ج 2 ص 130.

 

5.       همان، ص 131.

 

6.       بلاغ: کفاف، یا آن مقدار از قوت که براى زنده ماندن کفایت کند؛ وسیله رسیدن به مطلوب.

 

7.       الکافی: ج2 ص140.

 

8.       تنبیه الخواطر: ج 1 ص 76  همین محتوا در الإرشاد للمفید: ج 2 ص 132.

 

9.       تحف العقول: ص 272.

 

10.   الصحیفة السجّادیّة: ص 197 الدعاء 47.






کد آهنگ