چی میخوای مسلم؟

-دلتنگ حمله ام.

مسلم دلش را تو مشت حسین(ع)گذاشت و رفت کوفه،دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه.تو اگر مسلمی ،چرا تسلیم نیستی؟اگر دلداری چرا بیدل نیستی؟

-دلم گرفته مرتضی.این همه چراغ تو این شهر هیچ کدوم چشمامو روشن نمی کنه.این همه چشم توی این شهر،مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه.مرتضی اینجا همه می دون که زنده بمونن.هیچ کس نمی دوه که زندگی کنه.

این شهر همش شده زمین...دیگه آسمونی نداره این شهر.من دلم آسمون می خواد مرتضی...آسمون.

وقتی دلت آسمون داشته باشه چه تو چاه تو کنعان باشی چه تو زندان هارون آسمون آبی بالای سرته.

-آخه از کجا این آسمونو پیدا کنم مرتضی؟

فقط چشماتو باز کن،آسمون چشمای صاحبت رو بالای سرت ببین.زمین وآسمون از چشمای اون نور می گیرن پسر...چشماتو رو خودت ببند مسلم.ببند

 

دیالوگ فیلم "خداحافظ رفیق"