روضه نوشت:

"تو انتهای غمی از کجا شروع کنم

خودت بگو بنویسم کدام مرحله را

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد داغ یک گله را

چقدر گریه نکردیدبا سه ساله چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

هنوز یک به یک آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را"

.....سیدحمیدیرقعی

+

عمو!

هیچی...