امام حسین علیه السلام،در روز عاشورا وقتی تیر سه شعبه  ی حرمله گلوی کودکش را نشانه می رود می فرماید: «هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ» یعنی چه؟ خیلی مشکل است.

امامی که خسته شده است، از صبح تا نزدیک ظهر اینهمه داغ دیده است. اینهمه جنگ کرده است. اینهمه تشنگی کشیده است. حالا هم بچه شیرخوره اش را روی دستش کشته اند. خونش را به آسمان می ریزد و این جمله را می گوید. می فرماید:«هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ

یعنی:همین که خدا دارد می بیند، مشکل کار من آسان می شود.

 

یک پهلوان وقتی می خواهد کامیون باری را بلند کند، سنگین است، اما وقتی دید افرادی او را می بینند، تماشای مردم مشکل را برایش آسان می کند. یک استکان سرکه و آب غوره را نمی توان بایک نفس سر کشید. اما اگر کسی به او نگاه کند که برایش مهم باشد، می بینی یک لیتر آب غوره را سر کشید. دلش خوش است که فلانی دارد او را می بیند. شما به استخرمی روی! اگر فقط خودت باشی، زیر آبی می روی! شیرجه می زنی، شنا می روی امام اگر کسی شما را نگاه کند و بگوید برو زیر آب ببینم چقدر می توانی زیر آب بمانی و می شمرد. شما به زیر آب می روی و صبر می کنی تا نفست به شماره می افتد و قصد بالاآمدن می کنی اما حساب می کنی، او می بیند و لو هم مشغول شمردن است، چون دلت به او خوش است بیش از حد متعارف زیر آب دوام می آوری، حتی آب گاهی شما را بالا می آورد ولی شما به کمک دیواره ونرده خودت را در آب نگه می داری. نفست تمام شده است و خسته شده ای. به تو سخت می گذرد، ولی دلت به او خوش است و بخاطر او مشکل را تحمل می کنی.(درس هایی از قرآن)

 

غریب نوشت:چقدر منتظر آمدنت بودند...

و امّا بَعد فَحَیّ هَلا٬ فَاِنَّ النّاس یَنتَظِرونَکَ لا‌‌ رایَ لَهُم فی غَیرکَ فَالعَجَلَ ثُّم العَجَلَ العَجَلَ...

بیا که مردم چشم به راه تواند و به غیر تو نظری ندارند...بشتاب...بشتاب...بشتاب...

(بخشی از نامه ی کوفیان به امام زمانشان)