زینگ زینگ

الووووو

سلام .شما از برگزیدگان مرحله اول مسابقه ی بوق هستید. باید در آزمون شفاهی هم شرکت کنید تا اطلاعات ادبی تونو بسنجیم.الان آماده اید؟

من:بله بفرمایید.

مجری!: این بیت از کیست؟...

من:خیال باطلهیپنوتیزمآقای قبادیانی؟

 مجری:؟!!!

من:منظورم ناصر خسروئه!

مجری:تعجبنه مولوی بود.

این بیت را بفرمایید...:

من:قیصر امین پور؟

مجری:عرض کردم از شاعران گذشته هستند نه معاصر!اوه

من:یا حافظ یا سعدی!

مجری:می پذیریم.حافظ:)

مجری:صلاح کار کجا ومن خراب کجا؟

من:واژه خراب مال شعرای حافظه

مجری:بله درسته.

از اینجا به بعد مجری یه مصرع میخونه من مصرع بعدشو میخونم ولی نمی دونم شاعرش کیه!

 مجری:شما که گفتید کتاب فلان و فلان را مطالعه کردید پس چرا تو فرم ننوشتید؟

من:فکر نمی کردم مهم باشد.

مجری:دست شما درد نکنه.اینا همش امتیازداشت.

مجری:خانواده تون نمیگن شعر که نون و آب نمیشه؟

من:کلافهنه!نمیگن.

مجری:خوب از الان زمان شما شروع میشه:

با این سه کلمه یک بیت بگو و برامون پیامک کن:

سفر-خاک- حوصله

 

اینجا برادرمم وارد صحنه میشه و دائم ایده میده:

از جمله اشعار اوشون بدین شرح می باشد:

گربه آمد گفتم پیش!

برو بعدا بیا پیش!

سنگی برمی دارم

سر وکله برایت نمی گذارم!

از بحث گربه بیرون می آییم!

نگاهی به زندگی داریم!!!

معلم کلاسمان پسری را گرفت مانند موش

بر سرش زد وگفت ای چموش

وقتی کتک خوردی میشوی خموش

معلم دستش را بلند کرد وگفت نفس کش

جوری می زنمت که صورتت بیاید کش!

 

من:داداشی تو رو خدا تمرکزم رو بهم نزن...ساکت

اینا چی چیه؟باید اون سه تا کلمه توش باشه.

 -دوباره داداشم با ایده جدید:

گرچه تو زیر خاک حوصله کنی

اما صبر وحوصله از آن من می باشد...

من:تعجبنیشخند

من: دیگه تو این فاز شاعری نیا...داری خطرناک میشی::)))

 آنچه نوشتم در نهایت:

        یک روز از این خاک سفر کردی و رفتی

                     تا سر ببری حوصله ی فاصله ها را..

 

باغرض نوشت:آغو دولت رو این رو بودجه فرهنگی حسااااااس!این همش واسه اینه که یه وخ خدایی نکرده بودجه به ناگاه صرف افراد غیر مستعد نشه .البته کار خوبیه ولی کاش همین قدر رو بیت المال حساس بودن:)))