در حضور یکی از شعرای استان شعری خواندم با وزن فوق.

وی از اینکه مفهوم بدان بی حوصله ناکی را در وزنی بدین پرشوری تزریق نموده ام هنگ نمود..

دوسه باری با خود تکرارکرد:''وزن.. محتوا..وزن ..محتوا..باهاش کنار نمیام.''

سپس گریبان چاک داد و در افق ناپدید شد..!

پ.ن: بارالها!حال که بارانی نمی بارد لااقل شوره زار طبع مستفعلن نابود کن ما را به باران عنایتی مورد لطف قرار ده..

آفتابگردون نوشت:در چهارمین دروه ی آموزشی شعرجوان(آفتابگردانها خخخ) پذیرفته شدملبخند

با توجه به اینکه اصفهان مقوله ی شعر بویژه برای بانوان را جدی نمی گیرد، امید است بیمارستان برای شرکت در اردوهای اموزشی این دوره باهام راه بیاید و گرنه بد می بیندزبان.