معلم می گفت:آدمی که یک آرزو دارد خطرناک است.

من اما فکر می کردم چنین آدمی می تواند همه ی استعدادهایش را به خدمت بگیرد برای رسیدن به آن آرزو و از جایی سردربیاورد که هرگز فکرش را نمی کرده.آنقدر قد بکشد که از بالا به آن آرزو نگاه کند وببیند چه آرزوی کوچکی بوده.چون آدم گاهی از آرزوهایش بزرگتر است.

 

من هرگز به سراب ها فکر نکرده بودم.

و به جنون کسی که فقط یک آرزو دارد.

یک هبوط مطلق است.یک نمی دانم چرا زندگی می کنم.یک کلاف سردرگم.

امشب شب آرزوهاست و خیلی ها هستند که هیچ آرزویی ندارند.که از دویدن در جاده ی آرزوها خسته اند.

شاید آنها هم مثل من زل می زنند به چشم های تو..

آرزو در چشمهایشان موج می زند.بعد طوری که انگار اتفاقی نیفتاده بحث را عوض می کنند.

 

پ.ن:

الأمَلُ کالسَّرابِ یَغِرُ مَن راهُ وَ یَخلِفُ مَن رَجاءُ.

آرزو چون سراب است، بیننده را فریب داده و امیدوار را مأیوس می کند.

امام علی علیه السلام.تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص312 ، ح7207

 

پ.ن2:آرزو کردن در شب آرزوها مفهوم متفاوتی از آرزوست!