آخ که ما از خدای کوچک وناتوانی که توی ذهنمان داریم چه رنجی می کشیم.

که ناتوانی اش را مدام تبلیغ می کنیم و ناامیدی را به هم هدیه می دهیم.

 این خدای کوچک "خودمان" هستیم.یعنی توانش در حد توان ماست.دور اندیشی هایش از فکر ما فراتر نمی رود.مدام از آینده ونیامده ها می ترسد.خدای کوچکی که توی ذهنمان داریم خیلی ترسوست.حتی حاضر است زندگی مان را به ورطه ی نابودی بکشد برای آنکه از فکر کردن به انچه قرار است اتفاق بیفتد فرار کند.

برای همین است که ما بنده های ترسویی هستیم.

من هم تا بحال شده مشکلی را به اندازه ی خدای کوچکم خرد کنم تا بتواند حلش کند. بیشتر افراد خواسته اند از خدای کوچک ذهنشان توقع زیادی نداشته باشند.

×××

هیچ چیز به اندازه ی صدای اذان آرامش بخش نیست

اذان می گوید خدا بزرگتر است.خدا از آنچه فکر می کنید بزرگتر است.بزرگ نیست.بزرگتر است یعنی هرچه هم فکر کنی بزرگ،باز هم بزرگتر!

و بعد اسم آرام بخش حضرت رسول اکرم(ص)

و نام مولا علی علیه السلام که غریب ترین بخش اذان است..

وقتی فیلم حضرت محمد(ص)را می دیدم دوست داشتم ارتباط دنیای ما با غیب بیشتر بشود که این مفهوم را بهتر درک کنیم.این فاصله گرفتن ها انگار باعث شده  همه ی ما برای خودمان خدا شویم.این است که هم راحت برای خودمان تعیین تکلیف می کنیم هم برای سایر آدم ها.از خدا توقع اتفاقات بزرگ را نداریم.اگر به زبان داریم به قلب نداریم.

 

پ.ن:پست ها دیگر بعد ازانتشار ویرایش نمی شوند:)خخ