تویی که نام تو در صدر سربلندان است

هنوز بر سر نی چهره ی تو خندان است

اگر در آتش مهرت گداختیم چه غم

جزای سوختگان در غمت دو چندان است

 

+اگر خدا بخواهد عازم کربلا هستم.

نایب الزیاره و دعاگوی همه دوستان خواهم بود.

حلال کنید

 

چقدر غمگین گذشت اربعین:

از مرز چشم های تو با آه آمدم

با پای دل ستون به ستون راه آمدم

قسمت نبود پای پیاده،مسیر عشق

من دل شکسته بودم و کوتاه آمدم

 

 

+باز با گریه به آغوش تو بر می گردم/چون غریبی که خودش را برساند به وطن

+دل بی حوصله صد بار فرو ریخته بود/زیر این سقف نمی زد اگر آن آه ستون

+همیشه جای شکایت ز خلق بسیار است/ولی برای تو از خود شکایت آوردم

فاضل نظری