به اعتقاد من(تئورسین تازه مکشوف!) واژه هایی نظیر اصلاحات و اصولگرایی را نباید به انحصار احزاب گوناگون در آورد.درمعنای واقعی همه ی ما باید اصلاح طلب واصولگرا باشیم.اما جریان موسوم به اصلاحات در کشورما به جریان براندازی شبیه تر است.مروری گذرا داریم بر برگ اول پرونده ی اصلاحات از سال1376.

روزنامه های زنجیره ای:وزارت ارشاد در دوره ی اصلاحات با سیاست تساهل وتسامح به حمایت از روزنامه هایی پرداخت که به تعبیر مقام معظم رهبری به پایگاه های دشمن تبدیل شده بودند.هدف این روزنامه ها دگرگونی وتغییر شعارهای انقلاب بود.این روزنامه ها در چند محور مشخص فعالیت می کردند که ناتوان معرفی کردن دین ونظام اسلامی برای اداره حکومت،القای خسته شدن مردم از انقلاب و حمله به اسلام وکهنه دانستن احکام آن،فمنیسم وزن سالاری،دفاع از آزادی های غربی وحمله به قانون اساسی از این جمله بود.این اتفاقات ادامه داشت تا آنکه علمای حوزه ی علمیه ی قم با تاسی از فرمایشات رهبری در مسجد اعظم قم تحصن کردند وبا اعلام برائت از وزارت ارشاد خواستار عزل عطاء الله مهاجرانی(وزیر ارشاد وقت)شدند وخاتمی پس از کشمکش های بسیار از سر ناچاری پیشنهاد آنها را پذیرفت.

اصلاح قانون مطبوعات و حوادث کوی دانشگاه:درشب 18 تیرسال 78 حدود20-30نفر از اعضای یک تشکل دانشجویی با تحریک عوامل بیگانه در خیابان های کوی دانشگاه تظاهرات کردند وشعارهایی علیه قانون مطبوعات سر دادند که تعدادشان کم کم به 150 نفر رسید.ساعت از 12 شب گذشته بود که گروهی به اسم نیروی انتظامی وعناصر انقلابی با شعارهای یازهرا و...به خوابگاه دانشجویان حمله کردند وبه ضرب وشتم انها پرداختند.پس از این حادثه اغتشاش گران فرصت طلب به آشوب درسطح شهر دست زدند.روزنامه هایی مثل "خرداد" نیز که فقط سیاه نمایی می کردند با تیتر درشت نوشتند:کوی دانشگاه به خاک وخون کشیده شد"!و یکی از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت اعلام کرد :"باید اجساد شهدای دانشجو را به ما تحویل دهید و دولت باید امنیت تشییع جنازه را تضمین کند." این در حالی بود که طبق گزارش صریح کمیته تحقیق شورای ملی فقط یک نفر"عزت ابراهیم نژاد" کشته شده بود.احمد باطبی که سال ها بعدمقابل کنگره امریکا دیده شد و وابستگی این جریانات به سازمان سیا را ثابت می کرد با پیراهن خونی "ابراهیم نژاد "عکس گرفت.عکسی که در صفحه ی اول مجله ی انگلیسی اکونومیست چاپ شد!دلسوزان نظام وعده ای ازفرماندهان سپاه از خاتمی خواستند به این غائله خاتمه دهدوگرنه بر اساس وظیفه وارد میدان خواهند شد.اما خاتمی همچنان سناریوی غرب را به تماشا نشسته بود تا اصلاحات مورد نظرش بادست های بیگانه اجرا گردد.اصلاح طلبان بخاطر متشنج کردن فضا نامه ی فرماندهان سپاه را منتشر کردند ،حزب مشارکت همچنان تاکید داشت که«شرایط فعلی بهترین زمان برای برخورد با نیروی انتظامی وشبه نظامیان استـ». درحالی که مسیر آشوب ها به بیت رهبری نزدیک تر می شد سخنرانی مقام معظم رهبری در21 تیر78بسیار تاثیرگذار واقع شد.ایشان خطاب به دانشجویان فرمودند:" هیچ کس به خاطر غفلت ستایش نمی شود. دشمن سعی  می کند دانشجویان را مقابل نظام قرار دهد...ایشان فرمودند وقتی هیجانات کورپا به میدان بگذارنددشمن فورا استفاده خواهد کرد.حتی اگر حرفی زدند که خون شما به جوش امد باز هم صبر وسکوت کنید.اگر عکس مرا هم پاره کردند یا آتش زدند باز هم باید سکوت کنید...". با ادامه یافتن آشوب ها که حتی ضد انقلاب نیز به مشارکت در آن پرداخته بود،مقام معظم رهبری از مردم خواستند تا با حضور در صحنه گروهک های سیاسی ورشکسته ودشمنان خارجی نظام را رسوا کنند.سرانجام حماسه ی حضور مردم در آوردگاه23 تیرماه ثابت کرد رهبری نظام بار دیگر از تهدید ها فرصتی ساخت تا نهال انقلاب را از آفت های داخلی وخارجی نجات دهد.

- انتخابات مجلس ششم در29بهمن 1378برگزار شد واصلاح طلبان موفق شدند اکثریت مجلس را ازآن خود کنند.با آنکه 128طرح ولایحه از زمان مجلس پنجم باقی مانده بود که باید دراولویت رسیدگی قرار می گرفت،مجلس ششم طرح تغییر قانون مطبوعات را در دستور کار خود قرار داد.اصلاحات اعمال شده در برخی بند ها عملا دست غربزدگان را درتوهین به مقدسات ورواج فضای اهانت باز می گذاشت.مثلا بند 12 این قانون که طبق آن «انتشار مطلب علیه قانون اساسی»ممنوع بود حذف شد!دربخش دیگر با حذف دوکارشناس دینی از هیئت نظارت مطبوعات سعی کردند روحانیت را ازنهاد های نظارتی نظام حذف کنند.این طرح با استقبال رسانه های آمرکا واسرائیل مواجه شد اما پیام های مدبرانه ی مقام معظم رهبری و دلسوزان نظام در اصلاح طلبان موثر نیفتاد وآن ها تهدید کردند چنانچه شورای نگهبان این قانون را تایید نکند به یکباره  نمایندگان مجلس ورییس جمهوراستعفا خواهند داد!هر چند قدرت طلبی آنها مانع از عملی شدن این تصمیم شد..

این جا بود که مقام معظم رهبری با ارسال حکم حکومتی به مجلس این کار را خلاف مصلحت نظام دانستند و ماجرا پایان یافت.

ادامه دارد....

+کاندیداتوری یکی نامزدها ثابت کرد:نقش واقعی دولت و تحریم های غرب درتعیین قیمت سکه و ارز کم رنگ از دست های پشت پرده ایست که معتقدند:"دیگی که برای ما نجوشه می خوایم سر سگ توش بجوشه".اگر کسی بواقع دلسوز  باشد.در هر جایگاهی که هست به نفع نظام کار می کند.

+اکنون نیز می بینیم که روزنامه های زنجیره ای آنان، بر این طبل می کوبند که شورای نگهبان برای رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، نیازمند سندی رسمی است، حال آن که چنین سندی را در اختیار ندارد!!

اکنون می گوییم که مجرمیت هاشمی رفسنجانی در فتنه 88، مستند به یک سند رسمی است که در صحن علنی مجلس قرائت شده و به عنوان سند رسمی نظام، به ثبت رسیده است و آن سند چیزی نیست جز « گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی » که مطابق تصریح قانون، پس از قرائت در صحن علنی مجلس و انتشار آن برای مردم، یک سند رسمی و معتبر محسوب می شود.

   در این سند آمده است:

 « بر مبنای مجموعه تحلیل‌ها و اخبار و اطلاعات، نقش «بازیگر بزرگ» در انتخابات ریاست جمهوری دهم وفتنه 88، متعلق به "هاشمی رفسنجانی" است.»

+ملاک حال افراد است نه گذشته ی آنها

ستاد مردمی دکتر جلیلی





رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی   , سند رسمی برای رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی   , افتضاحات دولت اصلاحات   , حادثه ی کوی دانشگاه،کاندیدای اصلح