از وقتی که رفته ای ما و فونت تمام نوشته هایمان بی نازنین شده ایم

نذر کرده ام سفره ای پهن کنم از حرف های نگفته ی دلم وقتی بیایی...

درد نوشت:

 شب هایی هست که ماه در آسمان نیست بی آنکه آسمان ابری باشد.

 

نمی دانم هر چند شب یک بار آسمان را دید می زنی..؟

 

فقط کمی خسوف لازم است برای درک حضور ماه در آسمانی که بالای سر همه هست اما فقط آدم های سر به هوا می توانند از بودنش سهم ببرند.

 

در برگه های تقویم لحظه هایی حک شده که ماه فقط بخشی از نبودنش را فریاد می زند.

 

آن وقت هاست که هرچشمی می خواهد به شکار تماشا برود وسهمی از ماه را در تور بی قاعدگی ها بریزد تا برای تیتر روزنامه ی فردا، برای حرف زدن با زن همسایه در چارچوب در خانه ، برای شکستن سکوت تلفن همراهی که دارد خاک می خورد ،یا برای شور یه یک اتفاق که تشری می زند به دامنه ی روز"مرگی"ها حرفی برای گفتن داشته باشد...

 

وچنین لحظه هایی را شهادت می دهد

خسوف عصرهای جمعه

لحظاتی که ماه می گیرد...

دل ما هم..

 

به هرحال آنچه درد دارد این است که محاق را نفهمی و خسوف چشم تو را خیره کند.

 

درد نوشت2:و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر/شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟

درد نوشت 3:بیا تا جوانم بده رخ نشانم که این زندگانی وفایی ندارد..

درد نوشت4:این کلمات حمل بر نسبت دادن خود به کسی نیست که شاید اصلا مرا نپذیرد.اما کاش ببخشدمان به شفاعت همین کلمات..

درد نوشت5:چرا تنها یک شب باید به یاد تو افتاد، که نامش شب نیمه شعبان باشد. چرا تنها یک نصفه روز باید دلتنگ تو بود که نامش غروب جمعه باشد. تو امام زمان ما هستی. تو امام کل زمانی، نه فقط امام نیمه شعبان  و امام غروب جمعه.(سیدمحمد رضی زاده)

 

تاخیر نوشت:صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی وخلق حماسه ی سیاسی را تبریک میگم.انتخاب آقای روحانی و بالا رفتن شاخص بورس و پایین آمدن قیمت طلا وبرنج و گوشت و... به صورت یک هویی! راهم به ملت ایران و بویژه طرفدارانشان تبریک می گم

بعدا نوشت:بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع مسئولان قوه قضاییه.